مرتضى مطهرى

91

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

الْفِتْنَةِ وَ لَمْ يَكُنْ لِيَجْتَرِئَ عَلَيْها احَدٌ غَيْرى « 1 » . اين را همه نوشته‌اند كه اين جمله را حضرت بعد از فراغ از كشتن خوارج فرموده است . فرمود : من بودم كه چشم فتنه را از سرش درآوردم ، غير از من احدى جرأت اين كار را نداشت . و راست است . ما اگر بخواهيم در يك موضوع خدا را شكر بكنيم كه در زمان على نبوديم ، حق داريم براى اينكه اگر در آن زمان مىبوديم آنقدر ايمان نداشتيم كه در آن موضوع ثابت قدم بمانيم . ممكن است ما اگر در زمان على عليه السلام بوديم در جنگ جمل شركت مىكرديم ، در جنگ صفين هم شركت مىكرديم ولى باور نكنيد اگر ما با على مىبوديم جرأت مىكرديم كه در جنگ خوارج هم شركت بكنيم براى اينكه آنجا على به جنگ كسانى رفت كه « قائِمُ اللَّيْلِ وَ صائِمُ النَّهار » بودند ، يعنى مردمانى كه از سر شب تا صبح عبادت مىكردند و روزها روزه‌دار بودند و در پيشانى آنها آثار سجده بود : جِباهاً قَرِحَة پيشانيهايى كه از بس سجده كرده بودند قرحه‌دار شده بود . چه كسى جرأت داشت با اينها بجنگد ؟ ! فقط على مىتوانست چون به ظاهر نگاه نمىكرد ، با اينكه على اقرار مىكند كه اينها مردمانى متظاهر و دروغگو نبودند . عمده اين است . اگر منافق مىبودند مهم نبود ولى خير ، اينها شبها نماز مىخواندند و روزها روزه‌دار بودند اما وجودشان براى اسلام خطر است ، جامدهايى هستند كه براى اسلام ضررشان از دشمنان اسلام بيشتر است . و اگر على در آن روز شمشير به روى خوارج نكشيده بود و اگر شخصيت على نبود و آن نصوصى كه پيغمبر دربارهء على كرد و اگر آن مقام على ، ايمان على ، زهد و تقواى على نبود ، بعد از على هم هيچ خليفه‌اى قدرت نداشت با خوارج بجنگد ، هيچ سربازى جرأت نمىكرد به جنگ خوارج برود . ولى چون على پيش قدم شده بود ، آنها هم با خوارج مىجنگيدند ؛ مىگفتند اينها كسانى هستند كه على با اينها جنگيده است ، اگر جنگيدن با اينها خلاف حق بود على با اينها نمىجنگيد . نوشته‌اند كه يك شب حضرت در ميان كوچه و بازار با يكى از اصحاب عبور مىكرد . يك وقت زمزمهء سوزناك دلربايى از قرآن شنيدند كه اين آيه را مىخواند : أَمَّنْ هُوَ قانِتٌ آناءَ اللَّيْلِ ساجِداً « 2 » كسى كه همراه حضرت بود پاهايش خشك شد ،

--> ( 1 ) نهج البلاغه ، خطبهء 91 ( 2 ) زمر / 9